به قلم: دلیر عباسی
برتری نژادی یهود:
تفسیر آیات 47 و 122 بقره
یا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِی الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیکُمْ وَأَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ یعنی: ای بنی اسرائیل به یاد آورید نعمت مرا که بر شما ارزانی داشتم، و اینکه من شما را (از نظر نعمتهای گوناگون) بر جهانیان برتری دادم.[1]
خداوند در چندین آیه از زبان حضرت موسی(ع) به بنی اسراییل – کسانی که به موسی(ع) ایمان آوردهاند – اطلاع داده که خدا شما را بر همهی جهانیان برتری داده است.
| قرآن کلام خدا(نقدی بر محمد مجتهد شبستری) |
جـِن و اِنس
فهرست مندرجات:
مقدمه و معناي لغوي
جن در برابر انس
انواع جن:
الف: حالت و وصفي از آدمي
۱-جن به معناي اقوام وحشي بربر و افراد دور از تمدن و تربيت ..
۲- جن به معناي بيگانگان با زبان و فرهنگ يك قوم
۳- جن به معناي منافق و پنهانكار
۴- جن به معناي سران ستمگر مستبدين طغيانگر
۵- جن به معناي دوستان نااهل و رفيقان غير شفيق
۶- جن به معناي اوهام و تصورات خيالي
ب: جن وصفي براي ابليس
منشأ آفرينش
ج: جن وصفي از سنگهاي سرگردان، اشعهها و عناصر كيهاني
مقدمه و معناي لغوي
اعتقاد به وجود جن به عنوان موجود نامرئي و پنهاني، كه به گونهاي مرموز ميان ما زندگي و گهگاه دخالتهائي ميكند، در گذشتهاي نه چندان دور، از مسلمات باورهاي ديني تودههاي مردم و از موضوعاتي به شمار ميرفت كه همواره اثبات آن از نظر علمي و تجربي دشواريهائي را براي معتقدين به مذهب موجب ميشد. هر چند به قول برخي از اهل طنز و طعن، با اختراع برق، بساط اين باور، كه در تاريكي شب حضور پيدا ميكرد، برچيده شد! با اين حال به دليل اشارات متعددي كه قرآن به جن (در كنار انس) كردهاست، همچنان اعتقاد به اين موجود در ميان مسلمانان باقي مانده و براي آن توجيهات مختلفي ميكنند.
فـاصـلـه سـتـارگان
«به فواصل ستارگان سوگند ياد می کنم ــ سوگندی که وقتی فواصل را دانستيد سوگند بسيار بسيار بزرگی خواهد بود ــ که اين قرآن قرآنِ پرباری است».
(اگر «لا» بر سر فعل اُقـسِمُ برای نفی باشد شايد به اين خاطر باشد کـه ستارگان در آن جائی که ما آنها را می بينيم نيستند بلکه بر اثر کج شدن مسير نور تحت تأثير نيروی جاذبه، ما آنها را در جای ديگری می بينيم. و هـمينطور به اين خاطر که برخی از ستارگانی که آنها را می بينيم فعلاً وجود ندارند بلکه هزاران و ميليونها سال پيش مرده اند و ما فقط نور آنـهـا را می بينيم. ولی «لا» ظاهـرا حرف تأکيد است).
هر پيامبری برای اثبات پيامبری خود معجزه يا معجزاتی داشته است. واژه «معجزه» به معنی: "ناتوان کننده" است. و به معجزات انبياء به اين خاطر معجزه اطلاق شده که "ديگران نمی توانسته اند مانند آن انجام بدهند و شکست می خورده اند. نوع معجزه يا معجزات هر پيامبری به شرايط دوران وی بستگی داشته است. مثلاً دوران حضرت صالح مردم کوه می تراشيده اند و در آن ساختمان می ساخته اند. به اين خاطر معجزه وی شکافتن کوه و درآوردن شترِ زنده از آن بوده است. دوران حضرت سـلـيـمـان عصر آهنگری و ريخته گری بوده است. به اين خاطر يکی از معجزات حضرت سليمان کار با آهـن بوده است. وی آهن را بدون اينکه حرارت بدهـد ذوب می کرده و بدون اينکه قالب ريزی کند اسباب و وسايل و قطعات ظريف و پيچيده می ساخته است (يعنی با دست آنها را شکل می داده است). موسی در دوران سحر زندگی می کرده است. و معجزات وی متناسب با کار ساحران بوده است. مثلاً چوب را اژدها می کرده يا از زمين چشمه جاری می کرده است. دوران حضرت عيسی عصر پزشکی بوده است. به اين خاطر معجزات وی در کادر مسائل پزشکی بوده است. وی نابينا را با يک لمس بينا می کرده، و بيماری پيسی مادرزادی را با يک لمس شفا می داده، و مرده را زنده می کرده است. دوران حضرت محمد (کـه بعد از وی نيز شامل می شود) عصر علم و ادبيات بوده است. به اين خاطر معجزه وی در زمينه علم و ادبيات بـوده است
مثالها و تشبیه های قرآن
مثال کسانيکه برای خشنودی خدا انفاق می کنند و باغی که در بلندی واقع شده
« و نمونه کسانيکه دارائی خود را در جستجوی خوشنودی خدا و استواری (ايمان) خود انفاق مي کنند، مانند باغ پر درخت واقع در بلندی (بالاتر از تل) می ماند که اگر بارش سنگين به آن ببارد ثمر خود را دوچندان می دهد و اگر بارش سنگين به آن نبارد با بارشِ کمِ نيز ثمر خود را می دهد. و خدا به خوبی و بدی همه آنچه انجام میدهيد نگاه می کند و آنرا می شناسد (265)».
وحیانی یا غیر وحیانی بودن الفاظ قرآن
با سلام
بعد از سؤال زیبای یکی از خبر نگاران از استاد عبد الکریم سروش در سطح جامعه ی دینی ایران طوفانی از اعتراض ونقد ودفاع وچاره اندیشی برپا گردید ومحافل قرآنی نیز با این سؤال مواجه شدند وبه همین مناسبت می طلبید که بامداد ایمان نیز با تمام توان به ان مسأله بپردازد وبرای همین لازم دانستیم مطالبی را هرچند کوتاه اما راهگشا برای تحلیل موضوع به عرض برسانیم .
1- اینکه قرآن سخن پیامبر است به هر صورتی که بیان گردد سخن تازه ای نه برای دکتر سروش است ونه تنها سخن ایشان . بدین معنا که دکتر عبدالکریم سروش قبلاً هم این مسأله را بیان نموده بودند مخصوصاًدر کتاب بسط تجربه نبوی ولی همه می دانند که مؤمنان مدافع قرآن ما لازم نمی بینند کتاب بخوانند !!- درصورتی که می خواهند مدافع کتاب هم باشند – وهمچنین این سخن در اولین روز مطرح شدن قرآن در سرزمین مکه مطرح گردید وعده ای ازمردم مکه با تمام توان این نظریه را در مقابل پیامبر مطرح ساختند ومی توان با توجه به پاسخ های قرآن به این جریان آن را بزرگترین جریان در مقابل نزول وحی دانست که قرآن در اکثر سوره ها به بیان دیدگاه آنان پرداخته است .
2- در تحلیل وجواب سؤالات بایستی موضوع مطرح شده کاملاً مشخص شود که این موصوع موضوعی درون دینی است یا برون دینی . زیرامسائل درون دینی پاسخی می طلبند وموضوعات برون دینی پاسخی دیگر .
وما دیدیم که بسیاری از پاسخ هایکه به ایشان داده شد با مسأله آقای سروش همخوانی نداشتند وتنها یک موضعگیری سریع بود در مقابل مسأله ای که تا کنون آن را نشنیده بودند وانتظار نداشتند از طریق استاد عبدالکریم سروش مطرح گردد .
وقتی می گوئیم درون دینی وبرون دینی منظور این است که در همین مسأله در درون دین پاسخ به شیوه ای داده شده که فرد همچون یک اصل وقانون بدان می نگرد که سیستم حرکتی خود را با آن هماهنگ سازد ودر درون اندیشه اسلامی قرآن کلام خداست ومحمد تنها وسیله ای برای انتقال وتعلیم وتبین آن و این اصل فکری قرآنی درون دینی است .
اما در برون دینی دیگر این اصل جایگاهی ندارد وتنها می تواند به عنوان یک گزاره مطرح شود در کنار گزاره های دیگر ومباحث آقای سروش یک مبحث کاملاً برون دینی است وگزاره ای است در کنار گزاره های دیگر .
ووقتی می گوئیم که برون دینی است بدین معنی است که ایشان برای نظریه خود به روش درون دینی حرکت ننموده اند .در درون دین برای اثبات قضیه ای به دنبال دلائلی از قرآن وسنت هستیم وایشان در فکر اثبات مباحث خود با قرآن وسنت صحیح نبوده اند وبه قرآن وسنت به عنوان یکی از منابع نظر داشته اند نه تنها منبع .
3-در چارچوب درون دینی مبحث ایشان می تواند بصورت زیر مطرح گردد که قرآن وسنت در مورد وحی چه دیدگاهی دارد وآن وقت با توجه به آیات واحادیث متواتر – مسأله ایمان به کتاب های الهی یک مسأله عقیدتی است ودلائل قوی می خواهد واحادیث ضعیف واحاد جایگاهی دراین مقوله ندارند – بیان می شود گه قرآن از نظر لفظ ومعنی از جانب خداست وپیامبر (ص)در این امر هیچ جایگاهی جز گرفتن ورانیدن ندارند . وبسیاری از پاسخ های داده شده به استاد سروش ناظر به این دیدگاه بود که پاسخی به ایشان نبود .
4- در بحث برون دینی هم این مقوله برای بشر آزاد گذاشته شده که در مقابل هر مسأله ای بیندیشد یا قبول نماید یا رد چه آن مسأله ارتباط به قرآن داشته باشد یا ارتباط با خدا ووجود او وقتی ذات خدا پهنه ی تفکر ورد وقبول باشد وحی به نحو اولی تر بایستی خود را آماده این نقد ونظرات نماید ودر این هنگام است بایستی با ابزار برون دینی به ستیز فکری پرداخت واین میدان جدال است وبایستی به نحو احسن انجام گیرد .
5-آقای سروش یکی از طرفدارن پلورالیسم دینی است ونظری که مطرح می سازد به معنای آخرین وتنها نظر نمیدانند بلکه دیدگاهی در مقابل دیگر دیدگاه ها می شمارند وقوانین برون دینی وپلورالیستی را بر سخن خویش جاری می شمارند .وچون یک اصل اعتقادی درون دینی نمی باشد .
6- از دو جهت بایستی از آقای سروش تقدیر نمود یکی از این جهت که دیدگاه خود را بدون کنایه وبا صراحت بیان داشته اند زیرا جز مخالفین اولیه قرآدر مکه تا عصر حاضر در جامعه اسلامی کمتر کسی با صراحت دیدگاه خود را در مورد مباحث دینی با صراحت بیان داشته اند – البته شاید از ترس جان ومال چنین شده باشد واین یکی از بزرگترین بحران های فکری مسلمانان است که مسائل حیات وزندگی را به مسأله اعتقاد وبینش انتقال داده باشند که جایگاهی در اندیشه قرآنی ندارد ،یعنی در بینش قرآنی کسی به اکراه وجبر حامل اعتقادی نمی گردد وبرای نپذیرفتن وحفظ اندشه ی مخالف از نظر مالی وجانی مورد تعرض قرار نمی گیرد هرچند عده ای از حاکمان اسلامی ومسلمانان بعد از عصر نزول بر این طریق گام نهادند- وبسیاری بوده اند که همین اندیشه را دقالب های رفتاری وبسته قرار دادند وبرای ما جدالی نیافریدند .ویکی دیگر اینکه ایشان زمینه ای برای فهم بسیاری از آیات ومباحث قرآنی گشودند واگر متفکریم مسلمان بخاطر سخن ایشان هم بازگشتی به اندیشه ی خود نمایند بزرگترین خدمت را به قرآن نموده اند .ومن همیشه از درد آفرینی های آقای سروش بهره گرفته ام واین درد آفرینی از هزاران مسکن فکری وشعارهای توخالی ودلخوشکردن به آنچه نداریم را بهتر میدانم .