تبليغاتX
بامداد ایمان

شنبه بیست و چهارم تیر 1385

هرم های اختاپوسی

بازار يابي شبكه اي وهرم هاي اختاپوسي

نوشته :سيد 

                     راه اندازي تجارت الكترونيكي به لحاظ كاهش هزينه مبادلات ،سرعت بخشيدن به انجام مبادلات ،تقويت موضع رقابتي كشور در جهان ،بهره گيري از فرصت هاي زود گذر در عرصه صادرات وحتي خريد به موقع  كالا هاي خارج از كشور داراي منافع متعدد در زمينه كاهش هزينه ،تورم وافزايش صادرات واشتغال وتوليد است .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید در 15:19 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و سوم تیر 1385

نکاتی درباره ی قرآن:

برنامه اي است در راستاي نزديكي با لغات قرآني ،وآشناي هرچه بيشتر با موضوعات مورد بحث  در باره ي قرآن .

براي همين در اين گفتار مطالبي درمورد نام كالاها در قرآن ، نام گياهان در قرآن ،نام شهرها واماكن در قرآن.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید در 23:25 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفدهم تیر 1385

مناجات

الهي همره مؤمناني درآييم كه با ايماني از روي علم وصدق ويقين ،آنگاه كه در بستر نرم آرميده اند ،حلاوت راز ونياز وذكر و تلاوت با معبود و هميشه بيداري را به راحتي جان ترجيح داده اند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید در 17:53 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهاردهم تیر 1385

محورهای پنجگانه

محورهاي پنجگانه در قرآن كريم

قرآن كريم بر پنج محور اساسي استوار مي باشد. در واقع تمام آيات قرآن درباره اين پنج موضوع مي باشد:

محور اول: شناخت خداوند عزوجل و جل:

معرفت نسبت به نامها، صفات، قدرت خداوند و ملكش و همچنين دوستي خداوند و خشيت او... صدها آيه درباره قدرت خداند متعال وجودارد كه به نامي از نامهاي خداوند و يا به نامهايي از نامهاي او (اسماء الحسني) ختم مي شود. [اين نوع آيات بخش عظيمي از قرآن را به خود اختصاص داده اند]

محور دوم: دانستن سبب وجود تو در اين جهان:

چگونه خلق شده اي ، چگونه بزرگ شده اي، جهان چگونه آغاز شد و..
براي همين داستان آدم عليه السلام ده ها بار در قرآن تكرار شده است تا اين معنا را به درستي درك كني.

محور سوم: دانستن فضل و نعمت خداوند بر ما:

ده ها آيه وجود دارند كه درباره فضل خداوند و نعمت هاي او بر بندگانش سخن مي گويند. اين نعمت ها قابل شمارش نيستند.

محور چهارم: دانستن پايان كار انسان و سرنوشت او:

در اين مورد آيات بهشت و دوزخ و حساب و صراط و ميزان و ... را مي توان نام برد.

محور پنجم: اصلاح زندگي بشر:

در اين مورد مي شود از آياتي نام برد كه دربازه قوانين و اخلاق و داستانهاي پيامبران و ديگر آياتي كه براي نظم بخشيدن به زندگي بشر نازل شده اند، نام برد...

روشن است كه شريعت اسلام و احكامش براي همه زمانها و مكانها قابل اجراست و در كل شريعت داراي پنج هدف اساسي مي باشد:

1- محافظت دين 2- محافظت از ناموس 3- محافظت از نسل 4- محافظت از ثروتهاي موجود(جلوگيري از نابودي ثروتهاي جامعه) 5- محافظت از عقل

 

براي مطالعه بيشتر در مورد محورهاي پنجگانه قران كريم به كتاب با ارزش "محورهاي پنجگانه در قرآن كريم" نوشته: استاد محمد غزالي ترجمة: دكتر محمود ابراهيمي مراجعه كنيد.

نوشته شده توسط سید در 23:55 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهاردهم تیر 1385

بایستی بود

 

السلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

دوستان گرامی :

 بایستی بود تا خطاها ولغزش های ما اصلاح گردد آنهای که در میدان حیات نیستند نه خطای میکنند ونه بنای می سازند .قرآن آخرین پیام الهی برای هدایت آمده نه ساختن دنیاهای آرمانی کسانی که آن را فهم نمی نمایند .قرآن به واقعیت نظر دارد ومی خواهد درمیان همین واقعیت های تلخ وشیرین نظرگاه  انسان ها را به بهترین راه سوق دهد .اگرحاملان قرآنی نتوانند قرآن را به چاره سازی وراهبرد واقعیت امروز فرا خوانند .جایگای در عرصه ی حرکت جهانی نخواهند داشت .وبایستی بود ودانست که این راه  دیگر با یک نفر وچند نفر هموار نمی گردد ونیاز به یک حرکت جمعی در عرصه ی بهره گیری از قرآن داریم .

 


 

نوشته شده توسط سید در 21:51 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهاردهم تیر 1385

پاسخ به سوالات

السلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

دوستان گرامی :

امید می رود بتوانیم در حد وسع وتوانست وبلاگ به سوالات شما دوستان به اندیشه پردازیم و سوالات شما عزیزان را دغدغه ی خویش سازیم شما می توانید سوالات خودر از طریق قسم نظر خواهی بفرستید . باسپاس


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید در 21:49 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهاردهم تیر 1385

تفسیر سوره ی حمد

 

 

تفسير سوره‌ي مباركه‌ي حمد استاد  ناصر سبحاني  رح

 

     ازديدگاه استاد  اين سوره اوّلين سوره‌اي است كه بر پيامبر – صلّي الله وعليه وسلّم - نازل  شده است و مدّعاي خود را بر فحوا و مضامين موجود در سوره  مبرهن مي‌كند  و مي‌فرمايد: اگر سوره‌ي فاتحه از اوّلين آيات نازل شده نباشد،دست كم، اين پنج آيه‌ي اوليّه‌ي سوره‌ي علق كه بر پيامبر– صلّي الله وعليه وسلّم – نازل شده جهت زمينه سازي براي نزول اين سوره‌ي بزرگ بوده است ؛چراكه مضامين اساسي و سرنوشت ساز موجود در سوره(توحيد ربوبيت و الوهيت ،قيامت،عبادت ، استعانت واستهداء) نيز شاهد اين مدّعا ست


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید در 21:34 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهاردهم تیر 1385

دومنبع فراگیر

 

قرآن و سنت به عنوان منابع كامل و فراگير

دكتر طه جابر العلواني

ترجمه: عثمان رادپى

 

موضوع و هدف علوم انساني و جامعه شناسي، انسان است، كه ديدگاه مكاتب بشري و اديان و تمدنها در خصوص آن متفاوتند. زيرا هر مكتب، تمدن،‌ فرهنگ و ديني داراي يك نوع جهانبيني ويژه درباره هستي، حيات و انسان است.

اينكه هدف از آفرينش انسان چيست؟ و چه ديدگاهي درباره طبيعت اين "هستي" وجود دارد و چه نوع اخلاقي بايد حكمفرما باشد و كدام سيستمها و روابط سزاورا و شايسته است؟ و از كدام ها بايد چشم پوشي كرد؟ همگي اين امور، موضوعات علوم انساني و جامعه شناسي هستند.

چنانكه گفتيم اين علوم از دانشهاي مادي و موضوع موسسات جداست و يك انديشه مشترك جهاني نيست؛ بلكه اديان و مذاهب درباره آن اختلاف نظر دارند؛ اگر چه در برخي از روشهايشان يك نوع وجه اشتراك انساني هم بيابيم. اگر چه در بحث و تحقيق و بررسي ابزار و وسائل، روش "استقراء" را در پيش بگيريم، چگونه خواهيم دانست كدام راه مشكل و كدام ساده است؟ و چه چيزي زيان بخش يا سودمند است؟ و كدام به مصلحت ماست يا به تباهي ما منجر مي شود؟ شايد بتوانيم در رابطه با روشها،‌ يك وجه اشتراك انساني ميان خويش و تمدنهاي ديگر بيابيم؛ اما ديدگاه و تصور اديان در خصوص انسان، حيات و هدف از خلقت، كاملا متفاوت ست.

بدون ترديد، هنگامي كه دانشمندي مسلمان به بررسي در هندسه يا علم پزشكي مشغول است، در ايجاد سازگاري ميان فكر پزشكي يا هندسي و ابزار و وسائل، با مشكلي روبرو نمي شود. اما وقتي كه به تحقيق در فلسفه غرب كه پا را از گليم فراتر نهاده مي پردازد، آشكارا مي بيند كه اين فلسفه، انسان را فرمانرواي هستي قرار داده و خداوند را در مرتبه اي نازل تر از انسان قرار داده است.

طرفداران اين فلسفه مي گويند: "بايد خداوند جانب مصلحت را رعايت كند و بر او واجب است كه انسان را مورد عفو قرار دهد و همه چيز را به او عطا كند و اشتباه و خطاكاري او را بپذيرد و از آنهها چشم پوشي كند؛ اما او حق ندارد بگويد اين حلال است و آن حرام. بايد زنا را مباح و در زمينه اقتصادي ربا را حلال كند". انسان با اين گفته ها از تمام حدود و مرزهاي خداوند تجاوز كرده است. آنها اضافه مي كنند: "خداوند حق ندارد انسان را وارد دوزخ كند؛ زيرا اين كار او تهديدي عليه انسان و آزادي اوست".

از ديدگاه آنان، تمامي نيازمندي انسان [به دين] در اين خلاصه مي شود كه در كليسا حضور فيزيكي داشته باشد و بدين ترتيب، رابطه او با خداوند، از اين حد فراتر نمي رود.

من وقتي درباره هنرهاي غربي مي شنوم يا كتابي در باره آن مي خوانم، احساس بيزاري مي كنم؛ زيرا اين هنرها ارزش خود را بر برهنگي استوار كرده اند و تمامي ارزشهاي مربوط به زيبايي را متعلق به زن و مرد برهنه مي دانند و ميدان هاي شهرها و پاركها يشان پر از مجسمه هاي لخت و عريان است.

من از اين كار متنفرم؛ زيرا من مسلمان، فرزند تمدني عفيف و پاك هستم. اگر تمدن شاهان مصر هم نشأت گرفته باشم، آنها نيز در اوضاع و شرايط گوناگون، اهل پوشش بوده اند. اگر اصل نسبم به بابليها هم برگردد،‌ تمدن انها هم تاحدي پوشيده بوده است. از هر جا و مكاني آمده باشم، بر اين باورم كه برهنگي در خور من نيست. به اعتقاد من برهنگي يك نوع اهانت به انسان است. در حاليكه نزد غربيها يك كرامت به شمار مي آيد. لذا از ادبيات و هنرهاي غرب گريزان و بيزارم و انس و الفتي را كه در علوم كاربردي و تكنولوژي كه هر دو محصول تمدن و عقل غربند در مي يابم، در ادبيات و هنرهاي غربي احساس نمي كنم.

از اين رو فلسفه، علوم اجتماعي، هنر، ادبيات و علوم انساني بايد از قبيل صنايع بومي باشند.

در اينجا باب سخن را درباره قضيه "معرفت" در زمينه علوم انساني و جامعه شناسي مي گشاييم. موضوع اين علوم،‌ انسان است؛ خواه به صورت فرد يا جامعه و يا دولت و فرهنگ انسان و روحيه و ذهنيت او، هر دو در خدمت يكي از اين جنبه ها هستند.

اولين كاري كه بايد بكنيم، از ميان برداشتن اين تفكر خرافي و پوچ است كه قرآن كريم و سنت نبوي را فقط به عنوان منبع احكام شرعي: حلال و حرام، معرفي مي كند. در حقيقت ما اين تفكر را خرافي و قضيه خطرناكي مي دانيم كه از ديرباز عقل مسلمان را مختل كرده و او را واداشته تا حدود شش هزار آيه را از قرآن كريم به كناري بگذارد و فقط به مجموعه اي از آيات مربوط به حلال و حرام متمسك شود. ما مي خواهيم كه قرآن كريم همان طور كه منبع احكام اسلامي است، به يك منبع فرهنگ و معرفت نيز تبديل شود. فقيهان، تعداد آيات احكام را سيصد آيه مي دانند، برخي ديگر از آنها گفته اند: "مجموع آيات احكام، پانصد آيه است و احاديث احكام ميان پانصد تا هزار و صد يا هزار و دويست حديث در نوسان است".

ما مي خواهيم بگوييم كه همه اينها درست است؛ اما قضاياي ديگر موسوم به علوم انساني و جامعه شناسي وجود دارند كه قرآن كريم درباره آنها بحث كرده و انسان را به سوي انها رهنمود كرده استو بايد به ارشاد و هدايت قرآن در اين زمينه ها پي ببريم.

علم روانشناسي، انسان و روان انسان را مورد بحث قرار داده است و دانش جامعه شناسي، جامعه و قضايا و مشكلاتش را به بحث و بررسي گذاشته است. قرآن كريم و سنت پاك پيامبر- صلي الله عليه و سلم نيز به اين امور پرداخته اند. پس چگونه قرآن كريم و سنت نبوي را فقط به عنوان دو منبع احكام شرعي مي شناسيم و در حاليكه منابع فكري و فرهنگ و معرفت تمدن ما هستند و هر مسلماني به آنها مراجعه مي كند! انسان مسلمان داراي هر تخصصصي باشد يك روز از زندگيش بدون ارتباط با آيه اي از قرآن يا حديثي از پيامبر صلي الله عليه و سلم سپري نمي شود.

 

منبع: "بحران فكري معاصر،شناخت و راهكارها" نوشته: دكتر طه جابر العلواني

ترجمه: عثمان رادپي ناشر: مترجم 1380

نوشته شده توسط سید در 20:21 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهاردهم تیر 1385

فرقان حق

فرقان الحق،جوك قرن 21

 

فرقان الحق، جوك قرن 21

به تازگي يكي از مجلات اسلامي كه در كشور كويت منتشر مي شود خبر از ظهور كتاب خطرناكي نموده كه توسط انجمن هاي تبشيري و براي مبارزه طلبي با قرآن به چاپ رسيده است.

انتشار اين قرآن دروغين كه به نام «فرقان الحق» چاپ شده توسط دو انتشارات آمريكايي به نامهاي Omega2001 و Wine press صورت گرفته است.

اين كتاب داراي مقدمه اي است از دو عضو كميسيون نشر آن به نامهاي مهدي و صفي. آنها در اين مقدمه اعلام كرده اند كه اين كتاب را براي جهان اسلام و مخصوصا اعراب نوشته اند!

كتاب ساختگي فرقان الحق از366 صفحه تشكيل شده و در قطع متوسط به چاپ رسيده است و مشتمل بر زبان عربي و انگليسي مي باشد.

مقدمه اين كتاب فراخواني است به اختلاط عقايد و آزادي اديان و مؤلفان آن گمان برده اند كه اين كتاب براي انسانهايي است كه به دنبال نور و هدايت بوده واعتقادي به تبعيض نژاد،رنگ، جنس، امت و يا دين ندارند.

در ضمن دعوت به مسيحيت تحريف شده و سه گانه پرستي بصورت آشكار در آن مشاهده مي شود.

اين كتاب شامل 77 سوره مي باشد. كه ا ز جمله اين سوره هاي ساختگي : الفاتحه المحبة- المسيح- الثالوث- المارقين- الصلب- الزني- الماكرين- الرعاة- الانجيل- الأساطير- الكافرين- التنزيل- التحريف- الجنة- الأضحي- العبس- الشهيد.... الخ مي باشند.

در اين كتاب شيطاني، به جاي بسم الله الرحمن الرحيم با چنين عبارتي مواجه خواهيم شد:

بسم الأب الكلمة الروح الإله الأوحد... مثلث التوحيد..موحد التثليث ما تعدد.

سپس با سوره فاتحه روبرو خواهيم شد كه در واقع تقليدي است از قرآن جهت فريبكاري و به دنبال آن سوره هاي نور سپس سلام و غيره..

همچنين در سوره ساختگي سلام كه كه دستكاري در آيات قرآن مي باشد و تلفيق آن به نحوي است كه مطابق با اهداف مؤلفان اين كتاب است، به چنين دروغ پردازيهايي بر مي خوريم:

و الذين اشتروا الضلالة و أكرهوا عبادنا بالسيف ليكفروا بالحق ويؤمنوا بالباطل أولئك هم أعداء الدين القيم و أعداء عبادنا المؤمنين.

و كساني كه گمراهي را براي خويشتن خريده و بندگانمان را با شمشير مجبور كرده اند تا به حق كفر ورزند و به باطل ايمان بياورند اينان دشمنان دين استوار و دشمنان بندگان مؤمن ما هستند.

و در همين سوره بر خداوند دروغ بسته شده كه:

يا ايها الناس لقد كنتم أمواتا فأحييناكم بكلمة الإنجيل الحق... ثم نحييكم بنور الفرقان الحق.

اي انسانها ما شما را با انجيل حق زنده گردانيديم... سپس شما را با نور فرقان الحق زنده مي گردانيم.

و بدين ترتيب تحريف و دستكاري در آيات خداوند در تمامي آيات به چشم مي خورد.

سپس در افتراء بر خداوند متعال گستاخي را به نهايت رسانده و اينچنين گفته اند:

لقد افتريتم علينا كذبا بأنا حرمنا القتال في الشهرالحرام ثم نسخنا ما حرمنا فحللنا فيه قتالا كبيرا!!

يقينا كه برما دروغ بسته ايد كه ما جنگ در ماههاي حرام را حرام نموده ايم سپس ما اين حرمت را نسخ نموده و در اين ماهها جنگهاي بزرگي را حلال نموده ايم.

مي بينميم كه چگونه جنگ در ماههاي حرام را برخود حلال كرده اند و شايد مقصودشان جنگي است كه خود اخيرا در رمضان و ماههاي حرام به پاكرده اند!!

و كفر و بهتانشان را در سوره اي كه گمان كرده اند توحيد است ادامه داده و اينچنين ساخته اند:

ما كان لكم أن تجادلوا عبادنا المؤمنين في ايمانهم و تكفروهم بكفركم فسواء تجلينا واحدا أو ثلاثه أو تسعة وتسعين فلا تقولوا ما ليس لكم به من علم و إنا أعلم من ضل عن السبيل.

شما را چه كه با بندگان مان در ايمانشان به مجادله مي پردازيد و با كفر خويش آنها را كافر انگاشته ايد. زيرا براي ما فرقي ندارد كه به صورت تك يا سه يا نه و يا نود متجلي شويم پس درباره آنچه كه بدان علم نداريد سخن نگوييد و ما خود بهتر مي دانم كه چه كسي راه را گم كرده است.

و به دنبال آن به مسلمانان تهمت نفاق زده اند كه:

وقلتم آمنا بالله و بما أوتي عيسي من ربه، ثم توليتم منكرين... و من يبتغ غير ملتنا دينا فلن يقبل منه... و هذا قول المنافقين!!

و گفتيد كه به خدا و آنچه كه از سوي خدا به عيسي داده شده ايمان داريم و سپس آنرا انكار نموديد... و(سخن شما كه) هر كس كه غير از ملت ما ديني را برگزيند از او قبول نخواهد شد ... سخن منافقان است !!

اينها با اين اراجيف خود در واقع اتباع دين اسلام و سخن خداوند را انكاركرده اند كه مي فرمايد:

﴿ و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو فى الاخرة من الخاسرين

(( و هر آنكه به غير از اسلام براي خويشتن ديني برگزيند از او قبول نخواهد شد و در آخرت از جمله زيانكاران مي شود)).

و در سوره صلب اينچنين گفته اند:

إنما صلبوا عيسي المسيح ابن مريم جسدا بشرا سويا و قتلوه يقينا..

براستي كه بدن عيسي بن مريم را مانند ديگر انسانها به صليب كشيدند و به طوريقين او را كشتند.

كه ردي است بر قول خداوند متعال كه مي فرمايد: ﴿ و ما قتلوه و ما صلبوه ولكن شبه لهم

(( و او را نه كشتند و نه به صليب كشيدند و ليكن كار بر آنها مشتبه شد( و متردد گرديدند كه آيا عيسي يا ديگري را كشتند و دراينباره با يكديگر اختلاف پيدا كردند)

و درسوره ثالوث گمان برده اند كه :

و نحن الله الرحمن الرحيم ثالوث فرد إله واحد لا شريك لنا في العالمين.

و ما خداوند رحمان و رحيمي هستيم.، سه گانه اي يگانه!! معبود واحدي كه شريكي در جهان براي ما نيست.

و در همين سوره با نهايت سفاهت اسماء الحسني و صفات علياي خداوند را انكارنموده اند:

إن أهل الضلا ل من عبادنا اشركوا بنا شركا عظيما فجعلونا تسعة و تسعين شريكا بصفات متضاربة و أسماء‌للانس و الجان يدعونني بها و ما أنزلنا بها من سلطان... و افتروا علينا كذبا بأنا الجبار المنتقم المهلك المتكبر المذل ، و حاشا لنا أن نتصف بإفك المفترين و نزهنا عما يصفون..

همانا اهل گمراهي از بندگان ما، به ما شركي بس بزرگ ورزيده و ما را نود و نه شريك قرار داده اند. با صفات متناقض و اسمهاي انس و جن كه مرا با آنها مي خوانند در صورتي كه هيچ دليلي از ما ندارند... و به دروغ بر ما افتراء بسته اند كه ما جبار و منتقم و هلاك كننده و متكبر و خواركننده مي باشيم و حاشا كه ما خود را به بهتان درغگويان متصف كرده باشيم و ما ازآنچه كه اينان وصف مي كنند پاك و مبراء مي باشيم.

پس بنگريد كه اين چه قراني است كه سخن خداوند عزوجل را در معجزه جاويد خويش انكار نموده كه:

﴿ و لله الأسماء الحسني فادعوه بها

(( خداوند نامهاي نيكو دارد پس او را با اين نامها بخوانيد))

و سخن خداوند عزوجل كه مي فرمايد: ﴿ هو الله الذي لا اله إلا هو الملك القدوس السلام المؤمن المهيمن العزير الجبار المتكبر سبحان الله عما يشركون

و طولي نكشيد كه اسرار سينه ها و حيله هاي درونشان را در سوره موعظه آشكارساختند.

ترسشان ازجهاد و رغبتشان در نشر فرهنگ تسليم ،‌ترس ،‌ ضعف و بردگي در سرزمينهاي اسلامي. چنين گفتند:

وزعمتم بأنا قلنا قاتلوا في سبيل الله و حرضوا المؤمنين علي القتال و ما كان القتال سبيلنا و ما كنا لنحرض المؤمنين علي القتال إن ذلك إلا تحريض شيطان رجيم لقوم مجرمين.

و گمان كرده ايد كه ما گفته ايم در راه خدا بجنگيد و مؤمنين را بر جهاد تشويق كنيد . و جهاد راه ماه نيست و ما مؤمنين را براي جهاد تشويق نمي كنيم . براستي كه اين كار مگر تشويق شيطان رانده شده براي قوم مجرم نيست.

و مي بينيم كه دشمنان خدا دست از كارهاي بيهوده خويش در مورد كتاب خدا بر نمي دارند، ولي خداوند نورش را كامل خواهد كرد ، اگر چه كافران ناراحت شوند.

و پاك و منزه است آنكه فرموده:

﴿ إنا نحن نزلنا الذكر و إنا له لحافظون

 

((ما خود قرآن را فرستاده ايم و خود ما پاسدار آن مي باشيم))

 

 

صدق الله العظيم

 بيداري اسلامي

bidaryislamy@yahoo.com

نوشته شده توسط سید در 19:13 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سیزدهم تیر 1385

چرا ؟

برگرفتن روش ومتد تعامل درست در معرفت قرآنی اندیشه ی بامداد است به امید دست یابی به یافته های نووچاره سازاست برای همین تمام حوزه های علوم قرآنی را به فراخور زمانی به چالش می طلبد وگزاره های گذشته را به بازکاوی وگمانه زنی فرامی خواند .

نوشته شده توسط سید در 1:38 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سیزدهم تیر 1385

علاج قرآنی

علاج قرانی جهت درمان ضعف همت و عزم

               ﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ لاَ یُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلاَ نَصَبٌ وَلاَ مَخْمَصَةٌ فِی سَبِيلِ اللهِ وَلاَ یَطَؤُونَ مَوْطِئًا یَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلاَ یَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّیْلاً إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللهَ لاَ یُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ* وَلاَ یُنْفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَلاَ كَبِيرَةً وَلاَ یَقْطَعُونَ وَادِیًا إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ لِیَجْزِیَهُمُ اللهُ أَحْسَنَ مَا كَانُوا یَعْمَلُونَ (التوبة: 120- 121

« زيرا كه هيچ تشنگی و خستگی و گرسنگی در راه خدا به آنان نمی رسد و گامی به جلو برنمی دارند كه موجب خشم كافران شود و به دشمنان دستبردی نمی زنند مگر اينكه به واسطه آن كارنيكوئی برای آنان نوشته می شود. بی گمان خداوند پادا ش نيكوكاران را هدر نمی دهد. ( همچنين مجاهدان راه حق) هيچ خرجی خاه كم خواه زياد نمی كنند و هيچ سرزمينی را پشت سر نمی گذارند مگر اينكه ( پاداش آن) برايشان نوشته می شود تا خداوند پاداشی نيكوتر از كاری كه می كنند بديشان دهد.»

     


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید در 0:48 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سیزدهم تیر 1385

قرآن در قرآن

از دیدگاه خود قرآن  این کتاب الهی دارای ویژگیهای زیر است:

1.      قرآن برنامه زندگی مسلمان است .

2.      قرآن نسخه ی آسمانی است .

3.      قرآن فرمان فرمانده کل جهان برای سپاه ایمان است .

4.      قرآن به زبان عربی وآسان است .

5.      قرآن اسلحه ی انسان مسلمان است .

6.      قرآن کتاب اندرز ورهنمود است .

7.      قرآن نور وهدایت در میدان    تاریکی های جهان است .

8.      قرآن شفای دلها ورحمت برای مؤمن است .

9.      قرآن کتاب یادآوری وذکر است .

 

نوشته شده توسط سید در 0:1 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوازدهم تیر 1385

گفتمان نخست

به نام خداوند مهربان مهر ورز

السلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

بامداد ایمان نوید دمیدن اندیشه های تابناک در سرزمین فکر ایمانی با بارش مداو م گهرهای قرآنی    می باشد  .

آمده تا گفتمانی نو در عرصه ی فهم ومعرفت قرآنی ایجاد نماید ودغدغه ای تازه بیافریند ودراین  راستا چشم به راه نظرات وپیشنهادات تابناک شما پروانه های شمع قرآن می باشد .

به گذشته ی خویش نظر داریم بدون اینکه پاهایمان را درشوره زار های آن میخکوب سازیم گامهایمان روبه آینده با کمال آینده نگری وبصیرت در حال زندگی می نماییم وواقعیت های خویش را بر قرآن عرضه میداریم .

آمده ایم تا با حرکت میانه ای با انواع رنگها وسلیقه ها تابلوی نقاشی کنیم که در آن همه ی رنگه ها باشند نه یک رنگ که دیگر آن تابلو نیست .

نبایستی نظرات واندیشه های خودر ا کوچک بشماریم برخیزیم وقدمی برداریم.

با تقلید ودگم اندیشی میانه ای نداریم وتندروی را زیبنده ی امت صاحب پیام قرآنی نمی دانیم .

سید .با نه

نوشته شده توسط سید در 23:55 |  لینک ثابت   • 
 

جستجوگر