پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385
|
المؤلف كان أستاذاً في معهد الدراسات الثقافية واللغوية، جامعة كيو Keio University في العاصمة اليابانية طوكيو. وكان لامعاً في الدّراسات المهتمّة بالقرآن والثقافة الإسلامية. ويلاحظ أنّ عددًا من الدّارسين للإسلام والثقافة الإسلاميّة من الغربيين يرجعون إلى مؤلّفاته. |
پنجشنبه هجدهم آبان 1385
مطالعه وراهکار روش:
مطالعه قرآن راهکار و روش:
ما می خواهیم در این سری مباحث گفتمانی نو در برخورد ومواجهه با قرآن بیابیم ،وروشهایی را مطرح وبه چالش بخوانیم روشهای گذشته را نقد نماییم ودر پی راهکار های تازه برآییم. نه ادعای پیدا کردن بهترین روش راداریم ونه چنین انتظاری باید داشت، بلکه هدف آن است تصاویری ازبرخورد با قرآن رامنعکس سازیم که رنگ وصبغه ی قرآنی دارند، وبر فرضیات زیر حرکت می نماییم:
اولاً : روش برخوردومواجهه کلاسیکی یک نوع روش برخورد متن شناسانه، زبان شناسانه بوده ، که مفهوم کلمات وجملات را به صورت صحیح در یابندوبیشتر علومی که در جامعه اسلامی پرورش یافتند ، بدین منطقه نظر داشتند که ما در این مباحث آنها را مقدمات روش می دانیم ولاغیر.
ثانیاً: برخورد های هدایت گیری، معرفت آموزی، آفرینشی وهدفهای قرآنی کمتر در شیوه گذشته گان مشاهده می شود.(منظور ما مجموعه معلومات وآثار مربوط به فهم قرآن که هم اکنون دراختیار ما می باشد).
ثالثاً: عکس العملهای مواجهه با این ضعف روش مواجهه ای سنتی عده ای را به گرفتاریهای تازه ای مواجه ساخت، که نتایج آن نیز جزگرفتاری ودور شدن از حقیقت موضوع ودرد، چیز دیگری برای امت اسلامی به ارمغان نیاورد.
رابعاً : روش مرضی وخداپسند تنها روشی است که خود جل جلاله در کتاب مبین معرفی ساخته ، ومومنان متعقل متدبر را به اجرای آن روش هدایت نموده است.
از این نظر ما در طول این مجموعه گفتار ها، در پی شکل بندی وروشن سازی این محورها در طول ارئه روشهای مطالعه قرآن می باشیم دری می گشاییم به نظاره ای نو می پردازییم وفرحناکترین لحضات را در خدمت کلام الهی در نگاه به آیات نور، سپری می سازیم، باشد که توشه ای برچینیم وحیاتی تازه بر نفس تبرک گوییم.
ادامه مطلب
پنجشنبه هجدهم آبان 1385
تاریخچۀ مواجۀ امت با قرآن
تاریخچۀ مواجۀ امت با قرآن
بدون شناخت تاریخ برخورد امت با قرآن نمی توان حرکتی درراستای رفع موانع برداشت وراهکاری ارائه داد، آنجه امروز فراهم گردیده نتیجه چهارده قرن برخورد ما با قرآن است ، ریشه همه گرفتاریها، برخوردها،غرمها وشکستهای امروزین ما از دل تاریخ شیر می مکد ما وارث نیکی ها وبدیهای گذشتۀ خویشیم وباآن دست وپنجه نرم می نماییم.
یکی از موضوعات مطرح درحوزه علوم قرآنی تاریخ قرآن است، که بیشتر کتابها در حوزه علوم قرآنی مباحثی در این زمینه آورده اند وبیشتر تحقیقاتشان ناظر به موارد ذیل است:
1- تاریخ نزول قرآن و چگونگی نزول قرآن کریم وعلل وعوامل نزول تدریجی قرآن و... 2-تاریخ نگارش قرآن در زمان پیامبر وخلفای راشدین و تابعین.
3- تاریخ روایات وراویان قرائات از قراء سبعه گرفته تا قراءعشره.
4- تاریخ تفاسیر ومفسرین وشاغلین در امر علوم قرآنی وآثار آنها.
و....
آنچه که می بایست در این وادی بازگشایی شود ،و مورد بررسی وتحقیق واقع شود ، تاریخ چگونگی برخورد وتعامل امت با قران است،وآن این است که در هر دوره ای وعصری مردمان آن روزگار چه نوع مواجهه و برخوردی با قرآن داشته و به چه میزان فکر قرآنی بر اندیشه ها و عملکردهای آنها سایه انداخته است .
زیرا پرداختن خشک ومَوضعی به مسائلی چون چگونگی خط و کتابت و قرائت نمی تواند چنگی به دل دهد و رهی بر بازگشت به قرآن ایجاد نماید و این می طلبد که :
1-آثار سلف و گذشتگان هم از نظر عملی وهم از نظر فکری و اندیشه ای در تعامل با قرآن بررسی و مورد بازیافت قرار گیرد.
در برخورد با مقولۀ بازگشایی آثار لازم می آید که از تقدس بخشی به اجتهادات فردی ونظرات شخصی پرهیز نماییم.گمان ننماییم که هر چه نیاز داریم در آنها هست و یا بپنداریم که چیزی وجود ندارد هر دوی این گمانه ها ما را از نظر علمی و اصولی بدانها باز می دارد .
ما باید قرائت و تحلیلی نقد گونه و معرفت شناسانه در برخورد با میراث دینی خود در پیش گیریم تنها به تلخیص و گزینش نپرداریم ، بلکه از طریق روش شناسی معرفتی آثار کلاسیک خود را مورد بازبینی قرار دهیم و با زبان عصر بیان نماییم.
ادامه مطلب
پنجشنبه هجدهم آبان 1385
مطالعه ی قرآن
راهکارها وموانع
الحمدلله رب العا لمین والصلاة والسلام علی نبینا محمد وعلی آله وصحبه ومن دعا بدعوته إلی یوم الدین.
آنگاه که به خودمان می نگریم؛ بر حال خویش می گرییم، افسوس از خویشتن است؛ از نقش و موقعیت ما در قرن 21 میلادی؛
در عصر ارتباطات ودوران انفجار معلوما ت!!
آیا می دانید چرا؟!!
_ زیرا: در حالی که برگذشته پر افتخار خویش می نازیم و می بالیم ودیگران را بدان سو فرا خوانده وبدان جهت متوجه می گردانیم ، در همان حال خودمان شناخت درست واصولی از آن نداریم ورویکرد ما در مقابل آن منفی ونابخردانه بوده است.
_ در حالی که خود را پرچمداروحامل علم ودانش به شمار می آوریم؛ افرادی از همین فرهنگ ما تیغ خودرا متوجه آن نموده وبا علم کردن اندیشه های تاریک می خواهند آن رابه قربانگاه تکفیر بکشانند.
_ در حالی که سرود وآواز آبادانی و عمران سرزمین و کره خاکی را در شعا ر خلفای صالح زمین سرداده ایم. گمانه آفرینانی دوست نما بر طبل قتل و ویرانی می زنند.
_ در حالی که پیام نور وروشنی رانوید بیداری و حرکت حیات افزای خویش قرار داده ودیده گان را بدان سو هادی هستیم، دوستداران تاریکی پرده ظلمات فراگیر رابر فلق ایمان وامید می گسترانند.
_ و......
در حقیقت امر،امت ما امروز حامل پیام منطقی و راستین خویش نمی باشد و شاهد و گواه زنده در راستای اخراج مردم از ظلمات نمی باشد!!
...راستی کجاست آن امت میانه ؛ امتی که در میانه زمان ایستاده باشد وبشریت را ازهرگونه وهم وخرافه ای که بدان خوگرفته است پاک نماید؛ وآن را ازابتلا به هوي باز دارد؟!
.... کجاست آن امتی که میراث روحی دوره های پیامبری رابا محصول عقلی؛که پیوسته در حال بالیدن است در هم آمیزدوبشریت رادر میان راه وبیراهه به طریق مستقیم پیش ببرد؟!
... کجاست آن امتی که در طرزوشیوه تفکر بر انچه داردبه حالت جمود وخمودباقی نمی ماند؛ودروازه های آزمایش واستفاده را بر خود نمی بندد؟!
...کجاست آن امتی که بدنبال بانگ کننده ای نمی رود,نمی دود,ومانند بوزینه گان تقلید خنده اور نمیکند؟!
...کجاست آن امتی که به اصول وروشهایی که دارد,سخت و محکم پایبند است,و از آن طرف پیوسته بدنبال نتایج فکر واندیشه در سرزمین حکمت بدنبال گمشده اش میگردد؟!
...کجاست آن امتی که انسانیت را بدست تازیانه سردمداران زر و زور وتزویررها سازد, وآنها را به الهام و خواطر و خوابهای وجدان های سرگردان واگذار ننماید؟!
وآنگاه که این امت ازحمل پیام ورسالت خویش دست شست,بحران آفرید, شکست وخسارت خلق نمودوهمه ی ما گرفتار این بحران خانمانسوز شدیم,به طوفان وسیلابی دچار شدیم ما کف وخاشاک بی اراده بی ارزش هم نبودیم,
نه حرکتی نه ارزشی ازخود داشتیم ونه چیزی بودیم که به حساب آییم ما را از هم دریدند!!بلکه ماخود را خوردیم پیش از آنکه ما رابخورند,از هم بریدیم ,پراکنده وبی اراده گشتیم.
آری حب دنیاداشتیم بدون آنکه دنیا داشته باشیم!!
آری کراهیت مرگ بر پیشانیمان بود,اما حیات ما بی ارزش ترین حیات وجسم ما پاره پاره ترین اجسام بود!!
آری ما مجدوعظمت رانزد دیگران می جستیم,در حالی که قطره قطره حیاء وعزت خود را به سراب آنانی ریختیم که ما صدقه قربانشان بودیم!!
راستی بحران ما در چیست؟؟ در فکر واندیشه است,یا در اخلاق ورفتار یا در ایمان وباور,یا در همه آنها ویا در هیچکدام؟!!
دلسوزان واندیشمندان اسلامی وحرکت های بیداری هرکدام به فراخور خویش دست روی یکی یا بعضی عواملی چند گذاشته و راهکارها وراهبردهای امید اقرای ارایه داده , مقولاتی را پیش کشیده و مواضعی اتخاذ نموده اند.
ما در اینجا در پی ارایه روش و برنامه ای جدید و نو نیستیم بلکه به باز گشایی یکی از راهبردهایی میپردازیم که بیشتر راهبردها و راهکار ها را با ان می سنجیم وبدان مرتبط می گردانیم.
راهکاری که بر این باوراست که حالا؛ راه نجات ورهایی در بازگشت برنامه ریزی شده و روشمندانه به قرآن می باشد
انچه ما در پی آنییم و میخواهیم رویکرد و سر لوحه کار خویش سازیم ,به چالش طلبیدن این سوال است که اگر واقعآ راه نجات ما در بازگشت به قرآن است, ودوای همه آلام ما رجوع به این منبع الهی است, آن چه نوع بازگشتی است؟!
وچه نوع بازگشتی است که می تواند ما راازاین بحران نجات بخشد؟!!
زیرا در حالی که دلسوزان عرصه عبور از بحران مهر تایید براین پیام زده اند: که بازگشت و رجوع به قرآن تنها راه نجات است؟!به این دلیل که این نوع فریاد ها نتوانسته اندموقعیت درست خویش را ایجاد نمایند همیشه پرسیده اند، که چگونه بازگشتی و باچه راهکارو روشی؟!
اینان میگویند که دیگر ما نمی توانیم به یک راه حل کلی وگنگ وبی برنامه دل خوش نماییم. چون از زمانی که امت به سرازیری و سقوط متمایل گردید, مجددان بر بازگشت به قرآن تاکیید کرده اند ولی باز هم نتوانست درمقابل این حرکت اضمحلال آفرین مقاومت در خورو شایسته ای بنماید, که امت راازآن دره های هولناکی نجات دهد که به سوی آنها رهسپار بود.
امید می رود که دراین سفر کوتاه همراه ما باشیدوتوشه ای هر چنداندک از مقوله؛بازگشت روشمند به قرآن راه حل است ، برگیرید اگر این سلسله گفتارها به ایجادچالشهای درذهن وفکر مسلمان بینجامد دردی آفریندواندیشه ای متوجه گرداند به هدف خود رسیده وبرق امید وروشنی برپیکره آن تابیدن خواهد گرفت.
البته همیشه درمقابل پروژه ایجاد چالش وگفتمان در حوضه مواجهه با قرآن, عده ای ازخویشتن مقاومت نشان داده ودر برابر آن ایستاده اند, که همه ازیک طیف وجریان مشخص نبوده وازیک خواستگاه و موضعگیری برخوردار نبوده اند, که در اینجا
می توان از سه واجهه عمده سرشناس نام برد:
1- گذشته گراها: انانی که درگذشته سیر می کنند درحالی که درزمان جدیدزندگی می نمایند,بدان افتخار می کنندودودستی بدان چسپیده اند.: که اینان نیز دارای دوطیف مجزا هستند:
الف: گروهی که به هر آنچه از گذشته گان وپیشینیان بدآنها رسیده ومهرخورده وکاغذش زرد رنگ وحاشیه دار وناخواناست از مذاهب وافکار واندیشه مقید ومقلد هستند,اینان با هرنوی سر ناسازگاری دارند وعموم مسلمانان راشامل می گردد.
ب: گروهی خاص که خودرابه حوزه بیداری اسلامی منتسب نموده وخود رامدافع سرسخت آثار سلف می شناسند. اینان روششان جدال ودرگیری با دیگران,بزرگ جلوه دادن جزِِِِئیات وبی توجهی به کلیات واهتمام به مسائل مورد اختلاف وعدم اهتمام به مسائل مورد اتفاق واهتمام به شکل وظاهروبیتوجهی به حقیقت وروح اشیاءاست وتصور می نمایند که پیروی از سلف همواره بر گذشته نظر دارد وکاری به اینده ندارد,وگامی به طرف پیشرفت بر نداشته وازحال واینده کاملأ بی توجه است,اینان باهرنوع اندیشه ای در جهت بازسازی روشهای برخورد باقرآن وبرگیری معرفت وشناخت مخالفند و با حربه عقلیون ,تکفیر,مقزلی,بِدّعی,تصوفی و...طرف مورد نظررامورد هجوم قرار می دهند,وبا تعصب وتنگ نظری مجال هیچگونه اظهار نظری به دیگران نمی دهند.
2- متجددین یا نواندیشان دینی,که هر چند در حوزه دین به بررسی می پردازند اما با مسأله بهره گیری ازقرآن به عنوان منبع تمدن وپیشرفت ومنبع روش وبرنامه مخالفند, اینان نیز به دوواجهه اصلی نامبر دارند:
الف: گروهی که می خواهند همه علوم ومعارف اسلامی رابه چالش بخوانندوهمه رامهمان دگرگونی سازند,اینان همه چیز را در حوزه دین چند قرائتی و چند فهمی ومتعدد برداشتی می دانند، وگویا به این سخن خویش که بینش قرائتهای مختلف است پایبند نبوده هرنوع تقدسی رابا بینش سخن به سخره می گیرند، ازارائه هرگونه راهکاری گریزانند به بّزک کردن و بیان موانع می پردازند، عاقبت این حرکت عدم کارآیی قرآن برای عبور از بحران رابه ارمغان می آورد.
ب: گروهی دیگرنیزمی خواهند که همه چیز دگرگون شود،وازمنابع نو استفاده شود،ازگذشته قطع امید گردد. این اندیشه به محبوس شدن درقفسی قدیمی تن درنمی دهند،تجید مورد نظر آنهابه معنی سازگار نمودن وبهتر کردن وتازه گرانیدن نمی باشد
بلکه به نظرآنها تجدید به معنی الغای امور ومسائل گذشته می باشد، اینان میانه ای بامعرفت دینی ندارند،بلکه تنها از اسماء معرفت دینی برای رسیدن به اهداف خود بهره می گیرند. وباهر رویکردی که پای در گذشته باشد مخالفند.
3- گروه سوم دشمنان داخلی وخارجی اند،چه آنهایی که معاند آگاهند ویا دشمن جاهل اینان باهرجریان ورویکردی که به بازگشت مسلمانان به قرآن منجر گردد،روی خوش نشان نداده وبا آن ازدرمخالفت درمی آیند وحرکت بازسازی روشها و معرفت در مواجهه با قرآن به عنوان مانعی بزرگ دربرابر مسیر انحراف آفرین آنها ایستاده است.
اما باوجودهمه این گرفتاری ها ومشکلات نوید امید وبارقه شوق واشتیاق به بازگشت وتعامل روشمند با قرآن وپیدا کردن راهکارهای اصولی وواقعی درجهت برداشتن ورفع موانع درمسیر مطا لعۀ قرآن درراستای بهره گیری وبرداشت روش و برنامه درحال طلوع ودمیدن است، باشد که این حرکت غرمی تازه وجنبشی پر تحرک وحیاتی بیافریند.

