سه شنبه ششم مرداد 1388
بررسی تفسیر قرآن در آثار رغب اصفهانی از منظر زباشناختی تخصصی
نویسنده: زهرا قاسمنژاد
چکیده:
راغب اصفهانی پیش کسوت در تنظیم مفردات القرآن بود. او اولین پژوهشگر تنظیم واژگان قرآنی به روش معنیشناختی است، که علی رغم فقدان اصطلاحات و اسلوبهای زبانشناسی جدید، به روش مفهوم و مصداق اثر قرآنی خود را تنظیم کرده است، به نظر می رسد پژوهشگران علوم قرآنی باید به این حقیقت آگاهی پیدا کنند، که تنها اثر قدیمی واژگان قرآنی در دنیای اسلام که منطبق با اصول علمی معنیشناختی است همین اثر است، بسبب آن است که این لغت نامه تخصصی با هیچیک از آثار لغوی و معاجم عربی تناسب نداشته و امروزه با وجود پیشرفت بسیار در زمینههای زبانشناسی تخصصی قرآن و علوم قرآنی هنوز کتابی از نظر ارزش علمی به پای این کتاب نمی رسد.
فرهنگ مفردات راغب به دلیل توضیح ریشهی همهی مفردات قرآن و به کاربردن آیاتی که به عنوان شاهد به کار رفته، سخت مورد توجه محققان در طول تاریخ بوده است. برای پیگیری واژگان معنیشناختی علاوه بر مفردات راغب، اثر نفیس دیگری که راغب در زمینه اخلاق و ادب دارد کتاب «الذریعة إلی مکارم الشریعة» می باشد این کتاب که با تصحیح استاد محقق علوم عربی آقای دکتر میرلوحی به طبع رسیده دست کم از نظر اخلاقی منحصر به فرد و از نظر زبانشناختی مؤید همان روشی است که در مفردات راغب به چشم می خورد. در کتاب المحاضرات نیز راغب سعی کرده است(در بخشهای اخلاقی) همان روش الذریعة و مفردات را دنبال کند با این تفاوت که در المحاضرات تنها به بیان مصادیق اخلاقی (نه مفاهیم آنها) از اقوال دیگران بسنده کرده است.
ادامه مطلب
پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388
| ||||||||||
نور منتظمنویسنده: محمّد صدیق شهبازیانمقدمه: در تاریخ پنجم اسفند ماه86وتاریخهای بعد از آن مجموعه مقالاتی از اینجانب در روزنامه قرآنی اعتدال به چاپ رسید که در مورد تناسبات ریاضی موجود در ترتیب قرار گیری سوره های قرآن کریم بود وبوضوح نشان میداد که نظم ریاضی شگفت انگیزی در ترتیب قرار گیری سوره های قرآن کریم وجود دارد و به هر انسان منصفی اثبات مینماید که قرآن کتابی ماورای فکر بشر است.با ادامه پژوهش به تناسبات دیگری نیز دست یافتم وآن را با اساتید برجسته ای مانند استاد بهاءالدین خرمشاهی در میان گذاشتم و هیچگونه ایرادی را در آن ندیدند ،لذا اکنون خلاصه تحقیق مذکور به حضور ارسال میگردد ان شـآءالله مورد توجه قرار گیرد وخدمتی در راه اسلام وقرآن باشد |
ادامه مطلب
دوشنبه هجدهم خرداد 1388
نزول قرآن
استاد شهید ناصر سبحانی
ادامه مطلب
یکشنبه سیزدهم مرداد 1387
پێناسی قورئان
وشهی ((قورئان = قُرْآن)) له زمانی عهرهبیدا ههروهك: "قراءة" چاوگه، بهم شێوهیه: "قَرَأَ قِراءة وقُرْآناً"، لهسهر كێشی "فُعلان" وهك: "غُفران و شُكران"، له ڕووی ڕیشهناسییهوه له بنهمادا واتای: "الجمع والضم"="كۆكردنهوه و خستنهپاڵ یهك" دهدات، واتاكهی ئێستاشی ههر لهوهوه وهرگیراوه، بهواتای كۆكردنهوه و خستنهپاڵ یهكی پیتهكان له گوتندا و، سهرهنجام واتاكهی ئێستای دهبێته: خوێندنهوه، ئهو ناوهشی له بابهتی: "چاوگی بهواتای بهركار" لێنراوه، وهك: "نووسین" كه بهواتای "نووسراو"یش دێت، بۆ نموونه كه دهڵێیت: نووسینهكانی شێخی ئیسلام ئیبن تهیمیه گهلێك بهپێزن، مهبهست لێرهدا نووسراوهكانی ئهوه. جا وشهی ((قورئان = قُرْآن)) واته: خوێندنهوه، بهواتای خوێنراوه.
ادامه مطلب
سه شنبه یازدهم تیر 1387
تصحیح برخی از اذهان در فهم آیاتی از قرآن (10)
به قلم: دلیر عباسی
اهل کتاب در قرآن
تفسیر آیهی 82 سورهی مائده
لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى ذَلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَرُهْبَاناً وَأَنَّهُمْ لا یسْتَکْبِرُون یعنی: (ای پیامبر!) خواهی دید که دشمنترین مردم برای مؤمنان، یهودیان و مشرکانند، و خواهی دید که مهربانترین مردم برای مؤمنان، کسانی اند که خودرا مسیحی می نامند، این بدان خاطر است که در میان مسیحیان، کشیشان و و راهبانی هستند که (به سسب آشنایی با دین خود و خوف از خدا، از شنیدن حق سر باز نمی زنند و در برابر آن) تکبر نمی ورزند [1]
این آیه به اوج دشمنی یهودیان نسبت به مؤمنان اشاره دارد و یهودیان را دردشمنی با مسلمین ،همانند مشرکین معرفی مینماید و نیز بیان میدارد که گروهی از مسیحیان و مخصوصاً کشیشان و راهبانشان مهربانترین مردم نسبت و مؤمنان هستند. اما بینیم این گروه از مسیحیان که قرآن آنها را مدح و ستایش مینماید چه کسانی هستند. و چه ویژگیهای دارند؟
ادامه مطلب
دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387
| قرآن کلام خدا(نقدی بر محمد مجتهد شبستری) |
نویسنده : حسن یوسفی اشکوری
مقدمه
استاد محمد مجتهد شبستری در آخرین گفتارشان در حوزه دینشناسی و کلام جدید اسلامی، در باب وحی و قرآن، آرایی برگزیده و بر آن پای فشردهاند که در عین بداعت آنها جای تأمل و تعمق بسیار دارد. (مجله مدرسه شماره ششم) از آنجا که هر سخن و رأی تازه و نامأنوس، ولو درست، به سادگی در اذهان جای نمیگیرد و با دانستهها و باورهای مأنوس متلائم نمیافتد، علیالقاعده آرای بدیع جناب شبستری نیز با واکنشهای انتقادی و ای بسا تکفیری سنتگرایان روبهرو خواهد شد...
ادامه مطلب
پنجشنبه دوم اسفند 1386
تصحیح برخی از اذهان در فهم آیاتی از قرآن (4)
دلیر عباسی
تفسیر آیهی 56 سورهی قصص:
إِنَّکَ لا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ یهْدِی مَنْ یشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ یعنی:(ای پیغمبر!) تو نمیتوانی کسی را که بخواهی هدایت ،ارمغان داری (و او را به ایمان، یعنی سر منزل مقصود و مطلوب برسانی) ولی این تنها خدا است که هر که رابخواهد هدایت عطا مینماید ، و بهتر میداند که چه افرادی (بر طبق حکمت و عنایت یزدان و برابر اندیشه انسان ، سزاوار پذیرش ایمان بوده و به سوی صفوف مؤمنان) راهیابند.[1]
ادامه مطلب
شنبه یازدهم فروردین 1386
ئیسلام و قورئان له ئهندیَشهى (گۆته)دا .
..
ئاماژه:
یوهان وڵفانگ فۆن گۆته ؛(Johan Wolfgang Von Goethe) ؛ گهورهترین شاعیرى ئهڵمانییه كه به بهرههمه فره و گرانبههاكانى جیَگایهكى له نیَو گهوره شاعیرانى جیهاندا قۆرخ كردووه. یهكیَك له رووداوه سهرسورِهیَنهرهكانى ژیانى كارتیَكردنى بووه له كولتور و ژیارى ئیسلامى و ئیَرانى و ههروهها دیوانى (رۆژئاوایى - رۆژههڵاتى) ئهو كه له نیَو كهسانى خاوهن ئهدهبدا بهنرخترین بهرههمى ئهو دیَته ههژمار، بهرههمى گهشتى رۆحانى ئهوه بۆ رۆژههڵات. ئهوهى دواتر دهیخویَننهوه گوڵبژیَریَكه له وتارى خاتوو (ممسین) كه كارتیَكردنى گۆته له ئیسلام و بهتایبهت له قورئان پیشان دهدات. خاتوو (ممسین) له ئیَستادا مامۆستاى زانكۆى ئیستانفۆردى كالیفۆرِنیایه و كتیَبیَكى به ناونیشانى (گۆته و ئیسلام)ى له ساڵى (2001)دا بڵاو كردۆتهوه.
ادامه مطلب
یکشنبه هشتم مرداد 1385
تجوید قرآن
تجوید
تجويد در لغت به معنى خوب وزيباگردانيدن، دراصطلاح علمى است كه بوسيله آن مخارج، صفات حروف، وقف وصل، شدُومدُ، اظهار، اخفاء، غنه وغيره احكام تجويد شناخه مي شود.
موضوع: موضوع آن حروف تهجى است.
غرض: غرض ازعلم تجويد صحيح اداءكردن حروف ودرست خواندن قرآن کریم مي باشد به طریقی که پیامبر (ص)خوانده اند .
ادامه مطلب
چهارشنبه چهاردهم تیر 1385
دومنبع فراگیر
قرآن و سنت به عنوان منابع كامل و فراگير
دكتر طه جابر العلواني
ترجمه: عثمان رادپى
موضوع و هدف علوم انساني و جامعه شناسي، انسان است، كه ديدگاه مكاتب بشري و اديان و تمدنها در خصوص آن متفاوتند. زيرا هر مكتب، تمدن، فرهنگ و ديني داراي يك نوع جهانبيني ويژه درباره هستي، حيات و انسان است.
اينكه هدف از آفرينش انسان چيست؟ و چه ديدگاهي درباره طبيعت اين "هستي" وجود دارد و چه نوع اخلاقي بايد حكمفرما باشد و كدام سيستمها و روابط سزاورا و شايسته است؟ و از كدام ها بايد چشم پوشي كرد؟ همگي اين امور، موضوعات علوم انساني و جامعه شناسي هستند.
چنانكه گفتيم اين علوم از دانشهاي مادي و موضوع موسسات جداست و يك انديشه مشترك جهاني نيست؛ بلكه اديان و مذاهب درباره آن اختلاف نظر دارند؛ اگر چه در برخي از روشهايشان يك نوع وجه اشتراك انساني هم بيابيم. اگر چه در بحث و تحقيق و بررسي ابزار و وسائل، روش "استقراء" را در پيش بگيريم، چگونه خواهيم دانست كدام راه مشكل و كدام ساده است؟ و چه چيزي زيان بخش يا سودمند است؟ و كدام به مصلحت ماست يا به تباهي ما منجر مي شود؟ شايد بتوانيم در رابطه با روشها، يك وجه اشتراك انساني ميان خويش و تمدنهاي ديگر بيابيم؛ اما ديدگاه و تصور اديان در خصوص انسان، حيات و هدف از خلقت، كاملا متفاوت ست.
بدون ترديد، هنگامي كه دانشمندي مسلمان به بررسي در هندسه يا علم پزشكي مشغول است، در ايجاد سازگاري ميان فكر پزشكي يا هندسي و ابزار و وسائل، با مشكلي روبرو نمي شود. اما وقتي كه به تحقيق در فلسفه غرب – كه پا را از گليم فراتر نهاده – مي پردازد، آشكارا مي بيند كه اين فلسفه، انسان را فرمانرواي هستي قرار داده و خداوند را در مرتبه اي نازل تر از انسان قرار داده است.
طرفداران اين فلسفه مي گويند: "بايد خداوند جانب مصلحت را رعايت كند و بر او واجب است كه انسان را مورد عفو قرار دهد و همه چيز را به او عطا كند و اشتباه و خطاكاري او را بپذيرد و از آنهها چشم پوشي كند؛ اما او حق ندارد بگويد اين حلال است و آن حرام. بايد زنا را مباح و در زمينه اقتصادي ربا را حلال كند". انسان با اين گفته ها از تمام حدود و مرزهاي خداوند تجاوز كرده است. آنها اضافه مي كنند: "خداوند حق ندارد انسان را وارد دوزخ كند؛ زيرا اين كار او تهديدي عليه انسان و آزادي اوست".
از ديدگاه آنان، تمامي نيازمندي انسان [به دين] در اين خلاصه مي شود كه در كليسا حضور فيزيكي داشته باشد و بدين ترتيب، رابطه او با خداوند، از اين حد فراتر نمي رود.
من وقتي درباره هنرهاي غربي مي شنوم يا كتابي در باره آن مي خوانم، احساس بيزاري مي كنم؛ زيرا اين هنرها ارزش خود را بر برهنگي استوار كرده اند و تمامي ارزشهاي مربوط به زيبايي را متعلق به زن و مرد برهنه مي دانند و ميدان هاي شهرها و پاركها يشان پر از مجسمه هاي لخت و عريان است.
من از اين كار متنفرم؛ زيرا من مسلمان، فرزند تمدني عفيف و پاك هستم. اگر تمدن شاهان مصر هم نشأت گرفته باشم، آنها نيز در اوضاع و شرايط گوناگون، اهل پوشش بوده اند. اگر اصل نسبم به بابليها هم برگردد، تمدن انها هم تاحدي پوشيده بوده است. از هر جا و مكاني آمده باشم، بر اين باورم كه برهنگي در خور من نيست. به اعتقاد من برهنگي يك نوع اهانت به انسان است. در حاليكه نزد غربيها يك كرامت به شمار مي آيد. لذا از ادبيات و هنرهاي غرب گريزان و بيزارم و انس و الفتي را كه در علوم كاربردي و تكنولوژي كه هر دو محصول تمدن و عقل غربند در مي يابم، در ادبيات و هنرهاي غربي احساس نمي كنم.
از اين رو فلسفه، علوم اجتماعي، هنر، ادبيات و علوم انساني بايد از قبيل صنايع بومي باشند.
در اينجا باب سخن را درباره قضيه "معرفت" در زمينه علوم انساني و جامعه شناسي مي گشاييم. موضوع اين علوم، انسان است؛ خواه به صورت فرد يا جامعه و يا دولت و فرهنگ انسان و روحيه و ذهنيت او، هر دو در خدمت يكي از اين جنبه ها هستند.
اولين كاري كه بايد بكنيم، از ميان برداشتن اين تفكر خرافي و پوچ است كه قرآن كريم و سنت نبوي را فقط به عنوان منبع احكام شرعي: حلال و حرام، معرفي مي كند. در حقيقت ما اين تفكر را خرافي و قضيه خطرناكي مي دانيم كه از ديرباز عقل مسلمان را مختل كرده و او را واداشته تا حدود شش هزار آيه را از قرآن كريم به كناري بگذارد و فقط به مجموعه اي از آيات مربوط به حلال و حرام متمسك شود. ما مي خواهيم كه قرآن كريم همان طور كه منبع احكام اسلامي است، به يك منبع فرهنگ و معرفت نيز تبديل شود. فقيهان، تعداد آيات احكام را سيصد آيه مي دانند، برخي ديگر از آنها گفته اند: "مجموع آيات احكام، پانصد آيه است و احاديث احكام ميان پانصد تا هزار و صد يا هزار و دويست حديث در نوسان است".
ما مي خواهيم بگوييم كه همه اينها درست است؛ اما قضاياي ديگر موسوم به علوم انساني و جامعه شناسي وجود دارند كه قرآن كريم درباره آنها بحث كرده و انسان را به سوي انها رهنمود كرده استو بايد به ارشاد و هدايت قرآن در اين زمينه ها پي ببريم.
علم روانشناسي، انسان و روان انسان را مورد بحث قرار داده است و دانش جامعه شناسي، جامعه و قضايا و مشكلاتش را به بحث و بررسي گذاشته است. قرآن كريم و سنت پاك پيامبر- صلي الله عليه و سلم – نيز به اين امور پرداخته اند. پس چگونه قرآن كريم و سنت نبوي را فقط به عنوان دو منبع احكام شرعي مي شناسيم و در حاليكه منابع فكري و فرهنگ و معرفت تمدن ما هستند و هر مسلماني به آنها مراجعه مي كند! انسان مسلمان داراي هر تخصصصي باشد يك روز از زندگيش بدون ارتباط با آيه اي از قرآن يا حديثي از پيامبر – صلي الله عليه و سلم – سپري نمي شود.
منبع: "بحران فكري معاصر،شناخت و راهكارها" نوشته: دكتر طه جابر العلواني
ترجمه: عثمان رادپي ناشر: مترجم 1380
سه شنبه سیزدهم تیر 1385
علاج قرآنی
علاج قرانی جهت درمان ضعف همت و عزم
﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ لاَ یُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلاَ نَصَبٌ وَلاَ مَخْمَصَةٌ فِی سَبِيلِ اللهِ وَلاَ یَطَؤُونَ مَوْطِئًا یَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلاَ یَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّیْلاً إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللهَ لاَ یُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ* وَلاَ یُنْفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَلاَ كَبِيرَةً وَلاَ یَقْطَعُونَ وَادِیًا إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ لِیَجْزِیَهُمُ اللهُ أَحْسَنَ مَا كَانُوا یَعْمَلُونَ﴾ (التوبة: 120- 121
« زيرا كه هيچ تشنگی و خستگی و گرسنگی در راه خدا به آنان نمی رسد و گامی به جلو برنمی دارند كه موجب خشم كافران شود و به دشمنان دستبردی نمی زنند مگر اينكه به واسطه آن كارنيكوئی برای آنان نوشته می شود. بی گمان خداوند پادا ش نيكوكاران را هدر نمی دهد. ( همچنين مجاهدان راه حق) هيچ خرجی خاه كم خواه زياد نمی كنند و هيچ سرزمينی را پشت سر نمی گذارند مگر اينكه ( پاداش آن) برايشان نوشته می شود تا خداوند پاداشی نيكوتر از كاری كه می كنند بديشان دهد.»
ادامه مطلب


