پیش فهم های تفسیر  آزاد قرآن کریم


اندیشه
نویسنده : محمد مجتهد شبستری

توضیح: مقاله حاضر، قسمت دوم مقاله "قرائت نبوی از جهان" نوشته محمد مجتهد شبستری است که چاپ آن در شماره 6 ‏فصلنامه "مدرسه"، به توقیف آن منجر شد.

‎‎‏1 - مدّعاهای اصلی مقاله‏‎‎
مقاله "قرائت نبوی از جهان" که در فصلنامه مدرسه شماره 6 چاپ شد نظریه‌ای فلسفی یا الهیاتی یا علمی درباره حقیقت ‏کلام الهی یا وحی یا تجربه نبوی و مانند اینها نیست‎. ‎آن مقاله نظریه‌ای است درباره "چگونه مفهوم شدن" متن قرآن که دو ‏مدعای اصلی دارد‏‎:


مدعای اول: بر اساس داده‌های فلسفه زبان در دویست سال اخیر، قرآن (مصحف شریف) را به مثابه یک متن زبانی عربی ‏قابل فهم برای همگان (اعم از مؤمن و غیرمؤمن) تنها به انسان (پیامبر اسلام) می‌توان منسوب کرد و آن را کلام یک انسان ‏باید دانست. نسبت دادن (اسناد حقیقی) مستقیم و بلاواسطه این متن با مشخصه یک متن عربی به خدا نه تنها مفهوم همگان ‏بودن آن را از میان می‌برد بلکه اصل "مفهوم" بودن آن را ناممکن می‌سازد. برای نسبت دادن این متن به خدا (کلام خدا ‏نامیدن آن) باید یک "حَیث" یا "منظر" دیگر انتخاب کرد‎.
ادامه نوشته

نفس در قرآن

دین و دعوت
نویسنده: عبدالرحمن شریف‌پور*

بسم الله و الصلاة و السلام علی رسول الله و آله و صحبه و من والاه اما بعد:
نفس یکی از واژه‌هایی است که در قرآن به صورتهای گوناگون و به معانی مختلفی ذکر گردیده که این تنوع در معانی و کثرت بیان، خود دال بر اهمیت آن است. ما می‌خواهیم بررسی مجمل و مختصری درباره‌ نفس داشته باشیم. و تفصیل و تفسیر آن را به اراده و عزم خواننده واگذار میکنیم. نفس درکتابهای لغت به معانی مختلفی ذکر شده که از جمله می‌توان نفس به معنی روح و به معنی نیروی تشخیص و درک و به معنی خون و همچنین ذات انسان و فرَج و گشایش و غیره اشاره کرد. اما در تعریف نفس، بدون مد نظر داشتن تعاریف فلاسفه پیرامون آن، اختلافات زیادی میان علماء مسلمانهاست، و ما به قسمتی از تعریف ابن ابی العز حنفی بسنده می‌کنیم. و آن اینکه نفس: بر اساس دلالت کتاب و سنت و اجماع صحابه و ادله عقلی، جسمی است که ماهیتش مخالف این جسم محسوس است، و نورانی و والا و سبک وزنده ی متحرکی است که در جوهر اعضاء نفوذ می‌کند، همانند جریان آب درگُل و جریان روغن در زیتون....
ادامه نوشته

قرآن بخوان


دین و دعوت

آنگاه که درون خویش را از خود تهی یافتی و بیرون را خالی از خدا،،...
«قرآن بخوان»
آنگاه که در دریای خروشان زندگی، در چنگال طوفان جهل و ترس اسیر شدی، و ساحل صلاح و صلح و کشتی نجات و رهایی را آرزو کردی،،...
«قرآن بخوان»
آنگاه که، عقلت، احساساتت را به بند کشید و «فکرت» عشقت را، و قوه‌ی پیوستن به یزدان به نیروی عرفان را، از دست دادی...
«قرآن بخوان»


آنگاه که در کوچه‌ باغ‌های یأس، حیران و سرگردان، ناامید و پریشان، در جستجوی قطره‌ای آب کشتزار خشک و قحطی زده اندیشه‌ات را تسلی می‌دهی، از دریای بیکران امید لختی برگیر و...
«قرآن بخوان»
ادامه نوشته